تبليغاتX
دنیای خاکستر نشینی
 
 
;

 خاکستر نشین 1ساله شد

 می خوام یک سلامی به همه دوستام بکنم اونقدر پر انرژی که کاملا حسش کنید پس

                                                       ســــــــــــــــــلام

سلام دوستان دلم براتون تنگ شده بود اونم خیلی زیاد

همونطور که قول داده بودم قرار بود تو همین ماه یک آپ داشته باشم و بعد اون برم و تا یک مدتی دیگه نیام این موضوع رو فقط نانی جون یا همون دوست عزیز که مدیریت بلاگ کلبه آبی رو داره متوجه شد که من تو این ماه آپ خواهم کرد

راستی قبل اون یک اتفاق با مزه بعد اینکه نانیstart بلاگشو زد منم۲روزه بعدش start تم زده شد البته اون موقع نه من اونو میشناختم نه اون منو و این موضوع واسم خیلی جالب بود

و اون روز حالا اومده  نیمدونم چی باید بگم اما خوشحالم از اینکه یک سال گذشت و هنوز بلاگم پا برجاست امروز روز ۲۵بهمن روزی که من اومدم روزی که startاولیه رو زدم

 هدیه همون دخترک خاکستر نشین دقیقا همین امروز و همین ساعت و شاید دورو ور همین ثانیه ها بود که start اولیه رو زد راستشو بخواید ثانیه هاشو یادم نیست اما روزو ساعت رو دقیقا یادمه دلشوره داشتم از اینکه آیا میتونم جشن 1ساله شدن بلاگمو بگیرم و حالا میبینم که تونستم

ویک چیز دیگه این سه شنبه ها هم که من همیشه آپ میکردم واسه همین موضوع بود وقتی وارد سال 85 شدیم تصمیم گرفتم روز آپمو با روز 1ساله شدن بلاگم یکی کنم که زیبا تر و همینطور منظم تر باشه  باحاله نه؟

راستش نمیدونم چی باید بگم یا چی باید گفت ولی احساسم میگه بهتر اول از همه دوستام تشکر کنم از اونهایی که به وسیله همین بلاگ خیلی وقته میشناسمشون و مخصوصا اون دوستانم که خیلی وقته شدن دوستای ثابت بلاگ من دوست دارم ازشون تشکر کنم واسه همین میخوام بگم ممنونم بچه ها

                                                            

قبلش بگم اگه دارم ازشون تشکر میکنم نیمخوام فکر کن که بینشون فرق گذاشتم که اصلا هم اینطوری نیست من با خودم گفتم بر اساس یک رویه خاص این کارو بکنم

 میگم خاص واسه این هست که اصولا این طور مواقع همه میرند دنبال حروف الفبا یا حتی حروف انگلیسی و بر اون اساس به ترتیب اسم گذاری میکنند اما من با خودم گفتم بیامو یک فرقی ایجاد کنم و اونم براساس آشناییمون این کارو بکنم و حالا دوستای ثابت و قدیمیمو که منو فراموش نکردن میخوام ازشون تشکر کنم

                                                             

                                                              

یک دوست

رویا                        http://www.royaie1barfi.blogfa.com

 

جوکر

هر چی آرزو خوبه مال تو     http://www.mor-jocker.blogfa.com

 

حمید

زنجیر عشق                          http://www.truelove.blogfa.com

  

مهران

مستقیم......دربست             http://www.mehran-ma.blogfa.com

 

نانی

کلبه آبی                                http://www.nani-abi.blogfa.com

  

طوفان

پسر طوفان                            http://www.tofanboy.blogfa.com

    

پسر خاکستر نشین

خاکستر نشین          http://www.khakestarneshin.blogfa.com

 

سجاد

پسر جهنمی                             http://www.saji3654.blogfa.com 

 

و همینطور از اون بچه ها هم ممنوم که یک روزگاری به بلاگ حقیرانه من سر میزدند و حالا به دلیل مشکلاتی که دارند دیگه وقت نکردن سر بزننداز اونهاهم ممنونم و دلم میخواد بگم بچه ها دوستون دارم و از خدا تنها یک چیز میخوام

(( که یاریتون کنه و دستای گرمش جسم و روحتونو نوازش کنه تا آروم شدید و بتونید وجودشو که هر لحظه و هر جا هست حس کنید))

وحالا اسامی اونها

اول از همه بهار جون یک دختر با معرفت و دوست داشتنی تو وبلاگ عشق خفن که حالا خیلی وقته بلاگ نویسی نمیکنه اما من و خیلی از دوستای دیگش دلمون واسش تنگ شده اونم خیلی زیاد دلم میخواد همینجا بگم بهار جونم هرجا هستی موفق باشی گلم و من بی صبرانه منتظر برگشت توام دوست خوبم راستی من توی دوستان بلاگ نوس مهران رو میشناسم که بلاگش مستقیم دربست هست که توهم میشناسیش مهران هم خیلی دلش میخواد تو برگردی کلا همه منتظرتیم عزیز

حمید دوست قدیمی خودم تو بلاگ جادویی که تو بلاگ نویسیش خیلی باهم خاطره داریم یادش بخیرجا داره یادی از آقا محمد هم بکنیم که اونم یکی از بلاگ نویسای قدیمی بود و یکی از همشاگردیهای  همین آقا حمید که خیلی وقته نمینویسه

تیرانا یکی از برو بچه های بلاگ نویس قدیمی هست که خیلی وقته باهاش آشنا شدم یک دوست خوب و دوست داشتنی

سعید تو بلاگ پرنده منزوی اینم یکی از بروبچه های قدیمی هست هیچ وقت یادم نمیره آپهای قشنگش با عکسهای زیباشو

علی تو بلاگ عشق شیشه ای یکی از با مرام ترین بچه های شاهی و میخوام همینجا بگم داداشی کارت خیلی درسته موفق باشی

نیلوفر تو بلاگ بچه + یکی از اون دسته بچه های هست که خیلی دوست داشتنیه و میخوام بدونه هر وقت میاد تو بلاگم خوشحالم و قدمش برام عزیزه

ابی توپله یکی از برو بچه های که به تازگی با بلاگش آشنا شدم و میخوام بگم ممنون از حضورت در بلاگ من و ازت ممنونم که منو قابل میدونی و به بلاگ حقیرانم سر میزنی

امین تو بلاگ آتیش بازی یکی از بچه های قدیمی هست که همینجا میخوام بگم موفق باشی دوست عزیز

و کلیه دوستانی که نتونستم اسمشونو ببرم پوزش میخوام و بدونن که به یادشون هستم و دوستشون دارم

 

 

 خوب حالامیخوام جنبه مثبت این بلاگمو بگم :

راستش قبل اینکه این بلاگ رو بزنم اونقدا درکش نمیکردم منظورم خداست اما بعد یک مدتی آپیدن در این بلاگ احساس کردم که دارم بهش نزدیک میشم وحسش میکنم و اینو هم کاملا حس کردم که اون همه بنده هاشو دوست داره و منم خوشحالم که من یکی از اون دسته بنده هاشم که منو دوست داره وتنهام نمی گذاره

خدا جونم نمی تونم چه جوری بیانش کنم  یعنی با چه زبانی که در شخصیت تو باشه وبگم

                              دوستت دارم

 قد تمام اون چیزهایی که به من و همه بنده هات دادی و ما همه در مقابل این همه خوبی نمیتونیم جوابگوش باشیم

 

خوب من راستش نمیدون باید چطوری خوشحالیمو بیان کنم ولی انقدرو میدونم که باید یک جشن کوچیکی واسه بلاگم بگیرم اما هرچی فکر کردم دیدم چطور میتونم همه بچه ها بلاگ نویس که منو میشناسن ومن هم میشناسمشون و حتی اونهایی که بلاگ نویس نیستند اما منو میشناسن تو این جشن شرکت بدم  بعد با خودم گفتم من که دارم یک جشن کوچولو توخونم میگیرم پس چه بهتر که اون جشنو واسه دوستامم که نتونستند بیان یعنی اون بچه های بلاگ نویسو میگم براشون تو این بلاگم شرح بدم که چه جوری گذشت

اول با خودم گفتم شاید اصلا کسی نخواد بدون چه جوری بوده اما بعد به خودم امیدواری  دادم گفتم شاید بعضی ها باشند با اینکه نتونستند بیان اما حس کنن که اینجا بودند

در کل بدون تعارف میگم اگه دوست نداشتید نیازی به خوندن بقیش نیست منم سعی کردم فقط جاهایی که کمی جالب بود رو بگذارم

 

           

 


ادامه مطلب
|+|نویسنده :خاکستر نشین در چهارشنبه 25 بهمن1385  |

 چراغی کهنه ام

 

اول از همه ماه محرم رو به همه عزا داران حسین تسلیت میگم و امیدوارم که به خاطر این گریه ها و سینه زنیها خود امام حسین در آن دنیا شفائتتونو بکنه آمــــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــــــن

سلام به تمام دوستان خوبم از همه اونهایی که منو یادشون نمیره و به من سر میزنن میخوام از همشون تشکر کنم و بگم ممنونم دوستای خوبم

این هفته یک آپی کوچکی خواهم داشت راستش تو تمام شعرهایی که از خودم بود و هرچند زیبا هم نبودند

این شعرو دوستش دارم و ازتون میخوام بخونیدش و بعد خوندن حرفی که قرار بود بزنم رو متوجه خواهید شد بنابراین زیاد حرفی نمیزنم و پیشنهاد میکنم بخونیدش

ممنون

چراغی کهنه ام که در تاریکی شب در دوردست سو سو میکند

چراغی کهنه ام که در انتظار یک دست که این خاک که بر رویم نشسته پاک کند

آری چراغی کهنه ام که سالها پیش در ایوان یک کلبه ای قدیمی در گوشه ای از آن آویزانم

چراغکی که در روز به خواب فرو می رفت تا به شب

تا در دل تاریکی آن سو سو کنان خبر از زنده بودن و زندگی کردن میداد

مدتهاست که کسی دیگر به سراغم نمیاید

مدتهاست که شیشه هایم سرد است

خاکی بر رویم نشسته که خبر از تنهاییم میدهد

پس بگذارید بگویم

چراغی کهنه ام وقت است خاموشم کنید کم کم

من آن افسانه ام باید فراموشم کنید کم کم

 

در آخر به خاطر اینکه تا حالا نشده بود که آپم از 1هفته طول بکشه بهتر دیدم ازتون اینطوری خداحافظی کنم البته بر میگردم و به آپم ادامه میدم نمی خوام فکر کنید کم آوردم از وبلاگ نویسی

اما باید برم تو این مدتی که نیستم شاید خیلیها فراموشم کنن و خیلیها هم حتی اسم وبلاگمو از پیوندهاشون بردارند اما هدیه دخترک خاکستر نشین هیچ وقت فراموشتون نمیکنه و دوستتون داره

الان هم اشک تو چشمام پر شده نمیتون جلوخودم بگیرم اما مجبورم چون الان خونه نیستم واز تو کافی نت دارم براتون این مطالبو می تایپم باور کنید دلم براتون تنگ میشه اما..........

بهتون قول میدم که تو همین ماه یک آپ دیگه هم داشته باشم البته این آپی که خواهم داشت با آپهای دیگه فرق خواهد داشت بهتره نگم تا اون روز برسه ولی خواستم همین الان بگم که دوستایی که به خاطر دوری من منو فراموش میکنن لا اقل اون روز بیان چون خوشحالم میکند

دوستای خوبم بگذارید صادقانه بگم بارها و بارها اطرافیانم بهم گفتن دست از این وبلاگ نویسیم بردارم اما من نمیتونم چون دوستش دارم یک جورایی عاشق این کارم شاید هیچ نفعی واسم نداشته باشه

البته این حرفی هست که دیگران بهم میگن

اما من از اینکه میتونم دوستای خوبی داشته باشم از اینکه میتونم از مطالبی که اونها مینویسن چیزهایی یاد بگیرم بازم خوشحالم و از همه مهمتر از اینکه میبینم هستند کسانی که دوستم دارن و برام ارزش قائل میشن و به من سر میزنن خوشحالم

دوستای عزیز باور کنید خوشحالم اینو از ته قلبم میگم که شمارو دارم و دوستتون دارم و از خدای بزرگ می خوام که این دوستی پایدار بمونه و تو این مدتی که نیستم منو فراموش نکینید

و تنها آرزوم اینه که خدا دوستم داشته باشه و هیچ وقت تنهام نگذاره

و میخوام که شما همیشه از خدا فقط اینو بخواید که تنهاتون نگذاره و هرجا هستید و در هر پست و مقامی هستید خدارو فراموش نکینید و ازش بخواید که دست یاری به سوی شما داشته باشه

دوستتون دارم قد یک دنیا فدای همتون

و در آخر به قول یکی از دوستام که تیه کلام آخر همه حرفاش بود

یا علی

بای

|+|نویسنده :خاکستر نشین در سه شنبه 3 بهمن1385  |