تبليغاتX
دنیای خاکستر نشینی
 
 
;

 بازگشتم امـــــــــــــــــــــــــــــــا..........

سلام به همگی

گفته بودم باز خواهم گشت.گر زحمتی نیست فراموشم نکنید تا باز گردم اما    دیگر یادی از من در خاطراتان نیست میدانم

 تجربه آموخت که اگر رفتی دیگر انتظار اینکه به یادت باشند نباش ........

اما باز گشتم برای دل خود بنویسم نه چیز دیگری!

 بنویسم از عشق از خدا از دوستی از محبت و حرفهای دل اینو آن و حتی هر آنچه که زیباست و دل مرا به لرزه میاندازد

شاید دیگر حتی کسی نتواند در این دفتر دلم برگ سبزی بگذارد گفتم که میخوام فقط برای دلم بنویسم

فقط برای دل

دل خودم

هــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــــــــــنـــــــــــــــو بــــــــــــــــــــــــــــــــــــس

 

 

وحالا یه حرفه تازه بعد ماه ها بازگشت


 

نميدانم از كجاي اين دل زخمي بگويم

از اين دلي كه گناهش كودك بودنش است

بي كينه بودنش و بهانه گيري هاي رسوا گرش

از احساسي بگويم كه روزي شيشه بود اما امروز سنگ شده

از رويايي بگويم كه حقیقت فاصله آن بود

يا از صدايي بگويم كه به جرم عشق بايد حبس ابد بكشد.

از رندي عقلم بگويم كه شيشه را سنگ كرد يا از سادگي احساسي بگويم

كه زخم خورده هزاران حرف شده

هزاران حرف از نگاه غريبه هاي عاشق نما

نمي دانم ...

اما امروز سوگند ياد مي كنم كه مثل آنها  نشوم .

|+|نویسنده :خاکستر نشین در جمعه 11 خرداد1386