تبليغاتX
دنیای خاکستر نشینی
 
 
;

 چرا خاکستر نشینم........

 

 

سلام دوستان عزیز

تو این آپ میخوام از خودم بگم و همینطور جواب سوال اون کسانی که ازم می پرسند چرا اسم وبلاگم خاکسترنشین هست قبل اون میخوام اول از خودم بگم

1364/6/7اسمم هدیه هست متولد

فوق دیپلم رشته گرافیک

یک وبلاگ دیگم دارم که در مورد رشتم مطالبی رو توش آپ میکنم

آدرس وبلاگ اول منه

من در شهر شاهی(قائم شهر) بزرگ شدم توی یکی از خیابونهای این شهر کوچک

که از نظر من خیلی دوست داشتنیه

من

یک دختر ساده ام که

عاشق سکوت و تنهایه

توی دنیا هر چیز زیبایی که تک و منحصر به فرد باشرو دوست دارم

از عناصر چهار گانه >>( آتش ) رو از همه بیشتر دوست دارم

عاشق شعرهای مرجان هستم چون یک جورایی متن شعرهاش آرومم میکنه

صدای سیاوش قمیشی روخیلی دوست دارم

و رنگ مورد علاقم بنفش هست

اینم شعر مورد علاقه من

این شعر رو میشه گفت زیر هر کامنتی یا هر چیز دیگه ای شبیه اون مینویسم باید بگم یک جورایی امضاء مخصوص خودمه

اهل هزارويك شبم
از ته قصه ها ميام
از شهر بي صدا ميام


خوب حالا میخوام جواب سوال اون کسایرو که با دیدن وبلاگم اولین چیزی که

 به ذهنشون میرسه رو بدم

خیلی ها تو کامنت هایی که برام گذاشتن ازم پرسیدن چرا خاکستر نشین ........

چرا این اسم؟

بارها گفتم و بازهم میگویم خاکستر یعنی هر آنچه که نابود شده باشد و اثری از آن نباشد

حالا این نابود شدن واسه همه آدمها یک معنی خواص خودشو داره

و دیدی که من به خاکستر نشینی دارم این است که از نظر من عشق و دوست داشتن نابود شده و دیگر اثری از آن نیست

دیگه تو این دورو زمونه کسی پیدا نمیشه عشق واقعی داشته باشه

همونطور که از آدرس وبلاگ من پیداست

www.truelove64.blogfa .com

معنیش عشق پاک هست

عشق ابدی و جاودان

می خوام بگم دیگه از این عشقها کم پیدا میشه الان همه اونهایی که حرف از دوست داشتن میزنن از نظر من عشق اونها پاک و ابدی و جاودانه نیست

اینه که آزارم میده

ای کاش میشد این عشقها موندگار بود و همش یک بازی نبود

ای کـــــــــــــــــــــــــــــــــاش ............ آ ه .................

واسه خاطر همین با خودم تصمیم گرفتم عشق رو تو دلم نابود کنم

 بکشمش و زودی عاشق نشم

تا زمانی که واقعا یک عشق پاک و ابدی رو حسش کنم میدونم متاسانه تو این دورو زمونه پیدا نمیشه

حالا هم باید بگم من از احساس و دوست داشتن سرد و بی روحم

اون اوایل برام خیلی سخت بود اما دیگه عادت کردم بهش برام عادی شد
شاید هنر مند و با احساس باشم ولی از عشق سرد سردم آری باور کنید سرد سردم

وهیچ چیز مرا نمی تواند گرم کند

یک چیزه دیگه که لازم دیدم بگم اینه که خیلی ها از خاکستر نشینی برداشت بدی دارن و منم لازم دیدم که همینجا بگم....

دوستای گل و نازنینم

هرکسی میگه من خاکستر نشینم دلیل بر این نیست که آدم بدی باشه یا خیلی چیزای دیگه که شما به دید بد نگاه میکنید

درسته که خاکستر نشینی به جز این معنی که من ازش کردم معنی های دیگم داره اما من

از این دید این اسم رو گذاشتم که عشق واقعی نابود شده

بازم تکرار میکنم خاکستر یعنی نابود شدن و دید من از نظر عشق و دوست داشتن هست

ونه چیزه دیگری

می تونم به جرات بگم تنها کسی رو که دوستش دارم

و بهش اعتماد دارم

و شبهای تنهایمو ترجیح میدم با اون باشم

و باهش دردو دل کنم فقط و فقط خداست همینو بس

اون روزها قبل از اینکه وارد دنیای خاکستر نشینی بشم دوست داشتن خدارو فقط به زبون میگفتم مثل بعضی آدمهای دیگه که خیلی راحت میگن خدارو دوست داریم ولی باور کنید از وقتی با این دنیا خو گرفتم دوست داشتن خدارو حالا درک میکنم یک جورای حسش میکنم نمیدونم چطوری بیان کنم

ای کاش میشد بیان کرد

ولی نمیشه آدم باید خودش حسش کنه تا بفهمه من چی میگم

خدا واسم مثل یک دوست میمونه

هر کاری میخوام انجام بدم باهش حرف میزنم

احساس میکنم همیشه کنارمه

احساس می کنم داره نگام میکنه

بعضی وقتا که دارم راهمو کج میکنم وقتی میبینم خدا داره نگاه میکنه دیگه به بیراهه نمیرم چون میدونم اگه بیراه برم خدا دیگه دوستم نداره

میدونید چیه من بارها و بارها حس کردم که خدا دوستم داره اون اوایل با خودم میگفتم از رو خوش شانسی بود که مثلا.... فلان اتفاق برام افتاد

ولی به مرور زمان دیدم نه این شانس من نیست بلکه خداست که دوستم داره و کمکم می کنه وگرنه من هیچی نیستم

بدون خدا من هیچم هیچ

این بود تمام حرف من امیدوارم به سوالهای که براتون پیش اومده بود جواب داده باشم

به امید روزی که تمام انسانها برای احساس و دوست داشتن ارزش قائل باشند و به راحتی از آن نگذرند و باعث نشوند که انسانها ی دیگر همچو من از عشق خودشونو دور کنن

الهی به امید تو

 

|+|نویسنده :خاکستر نشین در سه شنبه 9 خرداد1385  |